با استفاده از نیازهای اولیه انسانی، کاربرها رو جذب کنن. 
این روش جدید هم نیست. از زمان پیدایش اولین بنی بشر، آدما همه تلاششون برای این بوده که چیزهای مورد نیازشونو یا بخرن یا بسازن.


متخصصان بازاریابی هم اینو فهمیدن.
از وقتی که رسانه های اجتماعی بوجود اومدن، این نیازها بیشتر هم شدند.
تلویزیون هم تا جایی که بتونه از این روش ها استفاده می کنه.
عجیبه که ما تو سایتامون از این مسئله استفاده نمی کنیم. هرچقدرم که ما، برنامه نویس ها و صاحبان مشاغل، نخوایم بپذیریم، ولی در هر حال واقعیت اینه که نیازهای آدما میتونه مارو از غرق شدن نجات بده. اشتباهمون اینه که سایتمونو برای موتورهای جستجو میسازیم و امیدواریم که بهمون رتبه خوب بدن.
اما در اصل، اون طرف خط، آدما نشستن پشت مانیتورشون و تصمیم میگرن که رو سایتمون کلیک بکنن یا نه.
نرخ کلیک (مقدار کلیک هایی که یه سایت میتونه از تبلیغاش بگیره) 3 تا 4 درصده که اونم بستگی به خیلی چیزها داره (صفحه موتور جستجو، نقشه، هزینه تبلیغ کلیکی).
بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو هم خیلی کار سخت و زمانبریه. عوامل زیادی تو آوردن یه سایت تو جایگاه اول صفحه نتایج دخالت دارن که حتی اگه همشونم رعایت کنید بازم ممکنه اصلا به اون جایگاه نرسید.
وقتی این اتفاق میفته و می بینید که کلیک نمیگیرید، طبعا کم کم ناامیدی میاد سراغتون!
این مواقع همون موقعیه که مشخصات کاربرها و بازار هدفتون به دردتون میخوره و بررسی هایی که روی مخاطب هدف و شناسایی بهترین مشتری هاتون انجام دادید به کارتون میاد.
اینجا باید از نگاه مشتری هاتون به قضیه نگاه کنید و ببینید دنبال چی میگردن و چه حسی دارن، ارزش هاشون چیه و میخوان آنلاین به چه هدفی برسن.
وقتی دارید برای سایتتون یه متن تبلیغی مینویسید که تو موتورجستجو نشون داده بشه، این 6 تا نیاز انسانی رو هم در نظر داشته باشید:
باید حداقل یکی از این مواردرو تو متاتگ یا تگ عنوان و توصیفاتتون بکار ببرید.
اطمینان

به مردم اطمینان بدید که میتونید درد و رنج رو دور کنید و رضایت براشون بیارید. بهشون تضمین بدید که اگه از محصول شما استفاده کنن، رضایتشون صد در صدی و حتمیه و اگه از محصولات شما استفاده کنن میفهمن لذت واقعی چیه.
تردید و تنوع

آدما به محرک های جدید، ناشناخته و متنوع نیاز دارن. مثلا سفر یکی از اون مثالاییه که میتونه تغییر و تحول ایجاد کنه. شرکت های مسافرتی و تورهای گردشگری میتونن تو تبلیغاتشون رو این نیاز انسانی حساب کنن.
مهم بودن

احساس خاص و مهم بودن و اینکه دیگران بهشون نیاز دارن. مثلا تو تبلیغ یه موسسه تناسب اندام دیدم که کلاس های خاصی رو برای اقلیت های مذهبی دایر کرده بود و با شیوه خاص و مهم جلوه دادن افراد، سعی کرده بود جذبشون کنه.


  1. ارتباط

 نیاز به حس قوی نزدیکی یا اتحاد با دیگران یا حتی با بعضی چیزها. مثلا شرکت ها و موسسه هایی که خدماتی رو ارائه میدن میتونن رو حس همکاری و نیاز آدما به همدیگه تأکید کنن. حتما شما هم دیدید تبلیغات استخدام و کاریابی روی ارتباطات انسانی، محیطی دوستانه و با نشاط چقدر تأکید می کنند.

پیشرفت

ارتقای درک و فهم و توانایی ها و ظرفیت ها هم یکی از نیازهای انسانیه که میتونید ازشون بهره ببرید. تونی رابینز به خصوص خیلی روی نیاز انسان ها به رشد و پیشرفت تأکید میکرد. اگه روی جلد کتاب هاشو نگاه کنید می بینید چقد از عبارت های این چنینی استفاده می کنه و اینطوری آدم هارو وسوسه می کنه که کتابهاشو بخرن. مثلا "با مطالعه این کتاب، آدم هایی با پایین ترین درجه اعتماد به نفس، تبدیل به رهبرانن سایت های خیریه نوشته "با داوطلب شدن برای این کار خیر، نه تنها زندگی دیگران بلکه زندگی خودتان را هم تغییر دهید".