خرید یک دوربین دیجیتال گرفته بودند. اما اطلاعات کافی در این زمینه نداشتند. بنابراین به جستجو در منابع و سایت‌های فارسی پرداختند. اما بعد از آنکه به کل از پیدا کردن مطلب فارسی خوب در این زمینه نامید شدند، به سراغ سایت‌های معتبر خارجی رفتند و به این ترتیب بود که توانستند دوربین مورد نظر خود را انتخاب کنند. حالا تنها کاری که باید می‌کردند این بود که به خیابان جمهوری بروند و این دوربین را به صورت حضوری بخرند. (متاسفانه آن روزها دیجی‌کالایی در کار نبود تا بتوانند این دوربین را به صورت آنلاین سفارش دهند.)

جرقۀ یک ایده تجاری

بعد از کمی پرس و جو، بالاخره یک فروشگاه پیدا شد که مدل مورد نظر را داشته باشد. آنها خرید خود را از این فروشگاه انجام دادند و با خوشحالی به خانه آمدند. اما بعد از مدتی، متوجه یک موضوع ناخوشایند شدند… خب، اصلاً چرا من این داستان را برای شما بازگو کنم؟ آن هم وقتی که می‌توانیم این داستان را از زبان خود آنها بشنویم:

بگذارید یکبار دیگر این حرف را به زبان خودمان برایتان بازگو کنم: هر چند نبود یک فروشگاه معتبر برای آنها یک تجربه تلخ محسوب میشد، اما همزمان فهمیده بودند که تولید محتوای مفید و با کیفیت چقدر می‌تواند به مشتری کمک کند.

خب حالا بیایید یک سال در زمان جلو برویم، یعنی سال ۱۳۸۵:

سال ۱۳۸۵ شروع کردیم به مطالعه در حوزۀ دیجیتال و به این ترتیب، مدل تجاری دیجی‌کالا حول محور نقد و بررسی و فروش اینترنتی کالای دیجیتال شکل گرفت. ما می‌خواستیم همزمان، هم به بالا رفتن سطح اطلاعات مخاطب‌ خود کمک کنیم تا بتواند مانند یک متخصص کالاها را بررسی کند، هم یک فروشگاه معتبر باشیم تا او بتواند به شیوه درست، اصولی و امروزی خرید خود را انجام دهد.

با این ایده، دیجی‌کالا با گروه محصولی موبایل و دوربین عکاسی شروع به کار کرد، با یک تیم کوچک و سختکوش که در مجموع هفت نفر بود. کار را در آپارتمان اداری برادر بزرگترمان در خیابان سعدی شروع کردیم و یک سال در آنجا فعالیت داشتیم. در این مدت شاهد آن بودیم که به تدریج و با سرویس‌های متفاوتی که هر روز ارائه می‌دادیم، بازدید سایت بالا می‌رفت و استقبال بیشتری از دیجی‌کالا می‌شد.

حتما بخوانید:  مقایسه سئو و تبلیغات گوگل: کدام یک برای شما مناسب‌ است؟

اما دیجی کالا چگونه موفق شد؟

حمید محمدی در همین مصاحبه (در سال ۹۲) گفته است که بیش از ۸۵% از خرده فروشی‌های بازار آنلاین ایران از طریق دیجی‌کالا انجام می‌شود. هفته‌نامه اکونومیست نیز (کمی بعد از این مصاحبه) ارزش سایت دیجی‌کالا را تقریباً معادل ۱۵۰ میلیون دلار برآورد کرده است (پیشنهاد می‌کنم نمودار اکونومیست در مورد ارزش شرکت‌های اینترنتی کشورهای مختلف را از دست ندهید. همچنین بد نیست بدانید که کافه بازار و آپارات در این نمودار جایگاه دوم و سوم را کسب  کرده‌اند.) البته خودِ برادران داستان ما ادعا دارند که ارزش شرکت آنها بیش از اینهاست. اما مساله ما در این مقاله، ارزش دیجی‌کالا نیست، بلکه می‌خواهیم ببینیم چگونه توانسته است به عنوان یک کسب و کار اینترنتی تا این حد موفق عمل کند.


پس اگر شما هم کنجکاو هستید بدانید که در این ده سال دیجی‌کالا با چه رویکردی توانسته از یک گروه هفت نفری تبدیل به بزرگترین سایت خرید و فروش اینترنتی ایران با بیش از ۱۰۰۰ پرسنل شود، با ما همراه باشید تا نگاهی به استراتژی‌ بازاریابی دیجیتال آنها بیندازیم و نظرِ خود این دو برادر را در رابطه با آن بشنویم.

استراتژی کلی دیجی کالا

قبل از هر چیز بهتر است نگاهی کلی به رویکرد تجاری دیجی کالا داشته باشیم. برای این منظور پیشنهاد می‌کنم به سراغ مصاحبه‌ سایت Forbes با این دو برادر برویم. در بخشی از این مصاحبه، رویکرد کلی سایت دیجی‌کالا به خوبی بیان شده است:

در این مقاله همچنین گفته شده که دیجی‌کالا زمانی پا به عرصه اینترنت گذاشت که ایرانی‌ها با ایدۀ شفافیت، بازگشت هزینه، و بررسی درست محصولات بیگانه بودند و هدف از راه‌اندازی آن، ایجاد تغییر در این فضا بوده است. فکر می‌کنم این توضیحات برای نشان دادن رویکرد اصلی دیجی‌کالا واقعاً کافی باشد. به خصوص این نکته که دیجی‌کالا در حقیقت ترکیبی از ایده‌های دو سایت CNET (که به صورت تخصصی به بررسی کالاها می‌پردازد) و Amazon (بزرگترین و معتبرترین فروشگاه آنلاین دنیا) بوده است. در پایان نیز بد نیست توجه شما را به شعار این شرکت یعنی بررسی، انتخاب و خرید کالا جلب کنم.